وکیل حسین جواهری
با دفتر وکیل تماس بگیرید یا پیام بگذارید

ترس از قانون و چیزهای دیگر !

ترس از قانون و چیزهای دیگر !
آنچه در این پست میخوانید

    به قلم : وکیل حسین جواهری

     

    گاهی ترس نه از واقعیت، بلکه از چیزی می‌آید که معنایش را نمی‌دانیم؛ درست مثل قانونی که فقط شنیده‌ایم، اما هیچ‌وقت نفهمیده‌ایمش.

    قانون اگر فهم نشود، فقط ترس تولید می‌کند. این جمله، فقط درباره‌ کتاب‌های قطور حقوقی نیست؛ درباره‌ تمام قواعد نانوشته‌ای هم هست که هر روز در زندگی‌مان با آن روبه‌رو می‌شویم. از خط‌کش‌های رابطه‌های انسانی گرفته تا تصمیم‌هایی که باید در بزنگاه‌ها بگیریم. وقتی ندانیم چرا چیزی وجود دارد، رفتار ما بیشتر واکنشی می‌شود تا آگاهانه.

    شاید به همین دلیل است که سارتر می‌گفت: «ترس، نتیجه‌ ندانستن است.»

    در روابط کاری، وقتی قانون محل کار را نمی‌دانیم، هر تذکر ساده‌ای می‌تواند مثل تهدید به نظر برسد. یا در خانواده، وقتی نمی‌دانیم حد و مرزی که گذاشته می‌شود از کجا آمده، ممکن است آن را کنترل بدانیم، نه مراقبت. چقدر پیش آمده که درباره‌ یک قرارداد، یک تصمیم مالی، یا حتی یک حرف به ظاهر ساده، فقط به خاطر ناآگاهی، دل‌دردی بی‌دلیل تجربه کرده باشیم؟ انگار ذهن جای تحلیل را با حدس و گمان پر می‌کند.

    عدالت هم بدون فهم، شبیه سایه‌ای مبهم می‌شود. وقتی ندانیم یک حق چگونه کار می‌کند، حس می‌کنیم یا قرار است چیزی از ما گرفته شود، یا باید برای گرفتنش جنگید. اما وقتی معنای یک قانون را می‌فهمیم، حتی اگر دوستش نداشته باشیم، دست‌کم از آن نمی‌ترسیم.

    به قول ویکتور هوگو: «آدمی از تاریکی می‌ترسد، نه از حقیقت.»

    گاهی آدم از خودش می‌پرسد: چند انتخاب مهم زندگی، اگر معنای قواعدش را می‌دانستیم، شکل دیگری پیدا می‌کرد؟ و چند سوءتفاهم ساده اگر با فهم همراه بود، هرگز به دلخوری تبدیل نمی‌شد؟

    قانون، چه در کتاب باشد، چه در دل روابط انسانی، برای فهمیدن نوشته شده است. ترس، تنها جایی متولد می‌شود که فهم غایب باشد؛ همین‌قدر ساده و همین‌قدر انسانی.

    نظرات

    سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *