منظور از امور حسبی

امور حسبی در لغت:  واژه “حِسَبه” از واژه احتساب گرفته شده به معنای شمردن و شمارش و حسبه به معنای پاداش و مزد به کار رفته است.

در اصطلاح فقهی: باید گفت که حسبه به کارهایی گفته می شود که شخص یا نهاد خاصی متولی آنها نیست و از طرفی دیگر، می دانیم که خداوند راضی نیست این امور بر انجام نشود. مثل سرپرستی اطفال بی سرپرست، حفظ اموال آنان، حفظ اموال شخص غایب، درخواست حجر و…. لذا باید گفت حسبه به اموری گفته می شود که دادگاه ها بدون ملاحظه این که در آنها اختلاف و مرافعه ای وجود دارد یا ندارد وارد رسیدگی می شوند و اخذ تصمیم می کنند.

امور حقوقی در یک تقسیم بندی به امور ترافعی و غیر ترافعی تقسیم می شوند:

1- امور ترافعی: امور ترافعی یعنی مواردی که مبتنی بر مرافعه و دعوا است در امور ترافعی کسی با تقدیم دادخواست یا شکوائیه از یک نفر شکایت می کند و برای رسیدن به حق خود باید او را در دادگاه شکست دهد و محکوم نماید. لذا ترافع مبتنی بر رفع و دفع طرفین است. برای مثال دعوای مطالبه وجه چک، الزام به تنظیم سند، خلع ید و بسیاری دیگر دعوا به حساب می آیند.

2- امور غیر ترافعی: این امور معنای عکس مفهوم فوق دارد یعنی در غیر ترافعی ما دعوا و نزاع و مرافعه نداریم و مبتنی بر دعوا نیستند. مثلا شخصی را فرض کنید که می خواهد گواهی انحصار وراثت بگیرد که مقدمه تقسیم ارث می باشد؛ در گواهی انحصار وراثت با تشریفات خود دادگاه حکم می دهد که وراث فرد متوفی، منحصر در همین افراد هستند تا آنان مجوز تقسیم و کار های دیگر را بیابند و بعدا کسی خود را داخل در ترکه نداند، در اینجا کسی با دیگری دعوا ندارد و غیر ترافعی به حساب می آیند.

تعریف امور حسبی در قانون

قانون امور حسبی مصوب سال ۱۳۱۹ در ماده یک این امور را چنین تعریف می کند:

امور حسبی اموری است که دادگاه‌ها مکلفند نسبت به آن امور اقدام نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند بدون اینکه رسیدگی به آن‌ها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آن‌ها باشد.

به طور کلی می توان امور حسبی را مرتبط با شخص و احوال شخصیه فرد مرتبط دانست مثل:

  • قیمومت
  • ترکه متوفی
  • افراد محجور
  • افراد مفقود الاثر
  • تقسیم ارث
  • اجرای وصیت نامه

در نتیجه و به بیانی ساده تر: امور حسبی اموری هستند که غالبا مبتنی بر دعوا و منازعه نیستند و دادگاه به آن ها رسیدگی می کند که این امور بیشتر راجع به شخص و احوال شخصیه افراد می باشد مثل قیمومت، ترکه و موارد دیگر. مقررات مربوط به این امور تابع قانونی با همین نام است یعنی قانون امور حسبی این قانون در سال ۱۳۱۹ به تصویب رسیده و همچنان لازم الاجرا می باشد.

منظور از اعتبار امر مختومه

قاعده اعتبار امر مختومه که به اعتبار امر قضاوت شده نبز مشهور است، به این معناست که در خصوص دعوایی که حکم قطعی صادر شده، با همان جهت، موضوع و اصحاب دعوا، امکان طرح دعوای مجدد نیست. آثار اعتبار امر قضاوت شده در دعاوی حقوقی، عدم امکان طرح دعوای مجدد، در خصوص همان موضوع، با همان جهت و اصحاب دعوا می باشد.

اعتبار امر مختومه در امور حسبی

اعتبار امر مختومه اختصاص به امور ترافعی دارد بنابراین امور حسبی خارج می شوند. پس امور حسبی اعتبار امر مختومه را ندارند زیرا که دادگاه فصل خصومت نمی کند. این نکته از منطوق ماده 40 قانون امور حسبی و مفهوم ماده 41 قانون امور حسبی به دست می آید. مگر در موارد استثنایی زیر: (رک: شمس، جلد 2، ص 263)

1- حکم عزل وصی یا قیم یا ضمن امین

2- حکم رد یا قبول اعتراض به درخواست انحصار وراثت

3- حکم حجر و بقای حجر

4- رفع حجر

5- رد درخواست حجر

6- رد درخواست بقای حجر

7- رد درخواست رفع حجر

امتیاز به مطلب:

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای